X
تبلیغات
مدرسه ی جمهوری اسلامی ایران - توکیو

يلدا ، شبي بلند كه به ايزد مهر پيوند مي‌زنند

قسمت دوم

برگزاري جشن‌ها و نشست‌هاي خانوادگي همراه‌باگروهي از اعتقادات اسطوره‌اي، شبي خاطره‌انگيزرابراي خانواده‌هاي زاهداني به‌خصوص كودكان ونوجوانان فراهم مي‌كند. گفتن قصه ، گرفتن فال حافظ ، بازي‌هاي دسته‌جمعي نظير گل يا پوچ و بيان لطيفه و خاطره رااز سرگرمي‌هاي شب يلدا در اين منطقه عنوان كرد.
استان آذربايجان‌شرقي نيز به عنوان يكي از خطه‌هاي زرخيز ايران زمين براي زنده نگه داشتن اين شب بيادماندني براي خود آداب و رسوم ويژه‌اي دارند كه به پاره‌اي از آنان اشاره مي‌شود. اكثر مردم آذربايجان در شب يلدا "چيلله قارپيزي" (هندوانه چله) مي‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثير نداشته و اصلا سرماي زمستان را حس نمي‌كنند. در بيشتر شهرها و روستاهاي آذربايجان شرقي رسم بر اين است كه كساني كه نامزد هستند در دوران نامزدي در اين شب براي نامزدهاي خود " خوانچه " طبق مي‌فرستند و اقوام در هر چه بهتربودن اين خوانچه‌ها كمك مي‌كنند. محتويات خوانچه‌ها عبارتند از شيريني ، پرتقال ، سيب ، انار، هندوانه ، آيينه و پارچه كه با پولك و تور تزيين مي‌شود. هنگام غروب ،زنان فاميل هدايايي به رسم ياري به منزل داماد آورده و به جشن و پايكوبي مي‌پردازند. سپس طبق‌هاي آماده را بر سر افرادي كه معين شده قرار داده و روانه خانه عروس مي‌كنند و مادر عروس پس از تحويل طبق‌ها، هداياي مانند پول، شيريني، جوراب و دستمال به آنها مي‌دهد. فرداي اين شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق ميهمان چيده و از زنان فاميل براي صرف ميوه و شيريني دعوت مي‌كند. همچنين علاوه بر فرستادن سهم چله براي نوعروس، در نخستين سال ازدواج زوج هاي تبريزي، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، ميوه، آجيل، شيريني، يك قواره پيراهني باكفش و چادري روانه منزل آنها مي‌كند.
در آذربايجان سابقا كه ارتباطات به اين آساني نبود از اواخر تابستان مقدار زيادي هندوانه و خربزه در تور مي‌گذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آويزان مي‌كردند تادر هواي آزاد خراب نشود و يااينكه در كاه قرار مي‌دادند. هندوانه مهمترين خوراك شب چله مردم آذربايجان‌شرقي است. اغلب مردم در اين شب برنج، مرغ و آش شير پخته و بعداز شام نيز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)آجيل،لبو، هويچ، حلواي گردو انواع ميوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهايي چون انگور، بادام و سنجد ميل مي‌كنند. ريش‌سفيد خانواده در حاليكه با چاقو هندوانه را مي‌برد، مي‌گويد قادا بلاميزي بو گئجه كسدوخ (بلاياي خودمان را امروز بريديم) در تبريز پوستهاي ميوه و اشغالها را درآب روان ريخته و اين رفتار راخوب و خوش يمن مي‌دانند. بعد از خوردن تنقلات و ميوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكايات و داستان‌هايي از حماسه‌هاي ملي اين سرزمين نظير، اصلي و كرم، باياتي خواندن و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسي از شب به صحبت و گفت و گو مشغول مي‌شوند. زنان معمولا تا پايان چله كوچك خانه تكاني نمي‌كنند و اعتقاد دارند اگردر طول اين دو چله كسي خانه تكاني كند، چله او را نفرين مي‌كند و اگر چله كسي را نفرين كند به نكبت و بدبختي گرفتار مي‌شود.
اما آيين شب يلدا در استان مركزي از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب " چله‌بزرگه"، "چله وسطي" و" چله‌كوچيكه" برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند. يكي‌ازآيين‌هاي ويژه يلدا، در استان مركزي ديدار و بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌است. در شب‌هاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند. زنان و دختران روستايي در گرگ و ميش شب‌هاي چله در تكاپو و هيجاني خاص ملزومات غذا و تنقلات ويژه اين شب را مهيا مي‌كردند وبراي گذران ساعات خوش در كنار فاميل لحظه شماري مي‌كردند. آنان درسيني‌هاي قديمي مسي درفضاي دوده‌گرفته آشپزخانه‌هاي قديمي، انواع ميوه و تنقلات به ويژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچي كشمش، و خرما را مهيا مي‌كردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام و خواندن دعاي شكر درپاي سفره، همگان در كنار هم،از شادي‌ها و غم‌ها، موفقيت‌ها ، اعتقادات، اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند. بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدي و فردوسي خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند.
در شب يلدا، بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و مشاعره از جمله بازيهايي است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزي با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت. اين رسومات تا ‪ ۵۰‬سال پيش در شهر اراك و ساير مناطق استان مركزي به شكلي فرا گير وجود داشت اما اكنون به ندرت مي‌توان چنين جلوه‌هايي را به چشم ديد.
يلداي تهران قديم نيز با ميوه‌هاي تازه فصل پاييز ، ميوه‌هاي خشك شده تابستان آجيل مخصوص ، شيريني و هندوانه به صبح مي‌رسيد. تهرانيان قديم درهمه اعياد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور مي‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع مي‌شدند. از سنن يلداي تهران ، صرف ميوه‌هاي تابستاني از جمله هندوانه است كه به دليل نزديكي اين مراكز كشاورزي با تهران ، ميوه هندوانه در خوراكي‌هاي شب يلداي تهرانيان قرار گرفته‌است. آجيل شب يلدا نيز از ديگر مصروفات تهراني‌ها است كه تركيب آن نشاني از اعتقاد و تجربه اهالي تهران قديم به خواص گوناگون ميوه‌هاي خشك شده است كه با عنوان " آخشيج "(تضادها)كاربرد داشته است. ولي تهراني‌ها شب يلدا را همه ساله جشن مي‌گيرند تا سنت‌هاي زيباي قديم در لابلاي زندگي مدرنيته شهرنشينيشان حفظ شود.
مردم استان قزوين نيز همچون ديگر هموطنان ايراني، اين آيين كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها مي‌گذرانند. به عقيده بزرگ‌ترها آوردن ميوه‌هاي مختلف خشك و تر و ميوه‌هاي سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكي‌هاي ديگر شگون داشته و زمستان پر بركتي را نويد مي‌دهد. در بعضي مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخير مي‌كنند كوچكترها شعر "هر كه نيارد شب چره - انبارش موش بچره" سر مي‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجيل مي‌كند. دراين شب اغلب مردم قزوين با خوردن سبزي پلو با ماهي‌دودي و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجيل مشگل‌كشا و انجير خشك، شب نشيني خود را به اولين صبح زمستاني گره مي‌زنند. به عقيده مادر بزرگ‌هاي قزويني اگر دراين شب ننه سرما گريه كند باران مي‌بارد، اگر پنبه‌هاي لحاف بيرون بريزد برف مي‌آيد و اگر گردنبند مراوريدش پاره شود تگرگ مي‌آيد. يكي ديگر از آداب و رسوم "شب يلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوي داماد به عنوان هديه زمستاني براي عروس است. در اين خونچه براي عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع ميوه مثل گلابي هندوانه، خربزه، سيب، به با تزئينات خاصي فرستاده مي‌شود.
از جمله آيين‌هاي شب يلدا در خراسان شمالي آن است كه خانواده‌ها در اين شب‌نشيني شب يلدا تفالي نيز به ديوان حافظ مي‌كنند كه اين‌كار هم معمولا توسط بزرگ خانواده صورت مي‌گيرد. آنان ديوان اشعار لسان‌الغيب خواجه شيراز را با نيت بهروزي و شادكامي مي گشايند و فال و مراد دل خود را از او طلب مي‌كنند. بازگويي خاطرات، قصه‌گويي پدر بزرگها و مادر بزرگها نيز يكي از مواردي است كه يلدا را براي خانواده‌ها دلپذيرتر مي‌كند. يكي ديگر از سنت‌هاي كهن شب يلدا، چله بردن براي خانواده عروس است. با فرا رسيدن شب چله مردهاي جوان طبق‌هاي آراسته ميوه، شيريني و كله‌قند تزيين شده را به رسم هديه به خانه عروس جوان مي‌برند. اين طبق‌هاي هديه كه معمولا مسي است و روي آن با سفره‌هاي قرمز گلدوزي شده پوشانده شده، پر از ظرفهاي بزرگ ميوه پيچيده در زرورق‌هاي رنگين با گل و نوارهاي مواج مي‌شود.
مرداني اين طبق‌ها را بر سر گذارده و در پي يكديگر با شادي و پايكوبان راهي خانه عروس مي‌شوند. خانواده دختر نيز به پاس قدرداني و به رسم يادبود لباس‌و ياقطعه پارچه‌اي را براي خانواده داماد، در سيني خالي شده هدايا مي‌گذارند. اگر قبل از شب چله برف باريده باشد برخي از مردم شهر و روستا در اين شب با خوردن برف شيره، با شيرين كردن كام با معجوني از بارش زمستاني، با سردي زمستان آشتي مي‌كنند. همچنين بزرگترها با دادن حلوا قلقلي از كوچكترها پذيرايي مي‌كنند. حلوا قلقلي از كوبيده شدن مغز گردو، بادام، كنجد و ديگر دانه‌هاي روغني تهيه و سپس در شيره انگور نيز خوابانده مي‌شود. اما برخي از افراد كهنسال و نيز آشنايان به فرهنگ مردم در خراسان شمالي همه اين آيين و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهايي براي گردهم آمدن خانواده‌ها، بجاي آوردن صله ارحام و رفع كدورتهاي احتمالي بين خويشاوندان مي‌دانند. آنان بر اين باورند كه پيشينيان در هر فصل به بهانه‌اي سعي مي‌كرده‌اند تا اقوام را جمع كرده و صلح، صفا و صميميت را در بين آنان حكمفرما كنند.

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 16:41 |

http://www.iranclip.com/etc/yalda2.html

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 16:34 |

http://www.nameha.ir/

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 18:21 |

يلدا ، شبي بلند كه به ايزد مهر پيوند مي‌زنند

قسمت اول

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.
در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .
دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن ?دي? نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.
يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .
واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .
اجداد ما اين شب را تا به صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش ، مي‌پرداختند ، برخواني الوان از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به مي‌نشستند.
اين ميوها هريك بار معنايي نمادين با خود دارد، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است.
انار صندوقچه دانه‌هاي مرواريد ، سرخ كه خود نماد تناسل نسل و زايش است و شب چره‌هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد و دمي همه را از حرف زدن باز مي‌دارد.
پايان فصل خزان و فرارسيدن سرما و دگرگوني رنگ زمين از زردي خزان به سفيدي عشق و محبت را ايرانيان از ديرباز در شبي بلند و مهربانگرامي مي‌دارند. جاي جاي ايران زمين به عنوان سرزميني كهن با كوله‌باري مملو از آيين‌هاي هزاران ساله، " يلدا " بلندترين شب سال را به گونه‌اي خاص و برگرفته از آيين‌ها و سنت‌هاي بومي منطقه به صبح مي‌رسانند.
آيين‌هاي شب يلدا گرچه در گذر ايام دستخوش تغييراتي شده اما همچنان در سنت‌هاي مناطق مختلف كشور مورد توجه قرار دارد. هرچند كه زندگي ماشيني و گرفتاري‌هاي روزمره ، موجب ايجاد فاصله ميان مردم ايران با سنت‌ها و آيين‌هاي گذشته شده ، اما هنوز هم جلوه‌ها و نمادهاي از سنت‌هاي ويژه‌اي از ايران باستان در ايامي مانند شب يلدا و نوروز به چشم مي‌خورد. نكته زيبا و بيادماندني بلندترين شب سال در اين است كه همه ايرانيان اعم ازفارس،ترك،كرد،لر،بلوچ و عرب،شب يلدا را شب جشن،شادي، دور هم‌نشيني ، مهرورزي،دوستي و صداقت مي‌دانند. آنچه در اين ميان و برگزاري آيين‌هاي ويژه شب يلدا جالب است شباهت‌هاي جشن كريسمس به يلدا است، مورخان مي‌گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين"مهر"(ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد.
زمان "كريسمس" اكنون نيز ميان شاخه‌هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس ، كاتوليك و پروتستانها، متفاوت است و هريك، مبنايي را براي آن تعيين كرده‌اند گرچه همگي به سالروز تولد "مهر" (ميترا) - خداي پاكي- در ايران باستان نزديكند. با يلدا واپسين ساعات خزان گذر مي‌كند و صداي پاي زمستان با سوزي سرد اما نوازشگر به گوش مي‌رسد.خيانها شلوغ و پر رفت و آمد است انگار نفس گرم شب يلدا و دور هم نشستن، سوز سرما را از ياد برده‌است.

شب يلدا در خراسان به " شب چله " معروف و داراي پيشنيه ديرينه‌اي است و مردم دراين شب با شركت در شب نشيني‌هاي طولاني و خوردن انواع ميوه و تنقلات سعي در بهتر گذراندن طولاني‌ترين شب سال دارند. مردم اين منطقه براي استقبال نخستين روز از سردترين فصل سال تا آنجا كه توان مالي دارند ، در خريد ميوه‌هاي مخصوص شب يلدا مانند هندوانه ، انار و خربزه كوتاهي نمي‌كنند.
بردن هديه به خانه عروس با عنوان " شب چله‌اي " از ديگر مراسم شب يلدا در استان خراسان به ويژه مناطق جنوبي اين استان است. در اين شب براي دختراني كه به تازگي نامزد شده‌اند،ازسوي خانواده داماد، هدايايي فرستاده مي‌شود و خانواده‌هاي عروس و داماد دور هم جمع مي‌شوند. در اين شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فاميل، خواندن شعر و داستان، خوردن شيريني ، آجيل و انواع تنقلات، بلندترين شب سال تا پاسي از شب بيدار مي‌مانند.
يكي از آيين‌هاي ويژه شب يلدا در استان خراسان جنوبي برگزاري مراسم "كف زدن" است. در اين مراسم ريشه گياهي به نام چوبك را كه در اين ديار به "بيخ" مشهور است، در آب خيسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالي به نام "تغار" مي‌ريزند. مردان و جوانان فاميل با دسته‌اي از چوب‌هاي نازك درخت انار به نام "دسته گز" مايع مزبور را آنقدر هم مي‌زنند تا به صورت كف درآيد و اين كار بايد در محيط سرد صورت گيرد تا مايع مزبور كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شيره شكر آماده خوردن شده و پس از تزيين با مغز گردو و پسته براي پذيرايي مهمانان برده مي‌شود. در اين ميان گروهي از جوانان قبل از شيرين كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوي همديگر و ماليدن كف به سر و صورت يكديگر شادي و نشاط را به جمع مهمانان مي‌افزايند.
اما در استان اصفهان نيز از قديم‌الايام آيين‌هاي ويژه‌اي وجود داشته كه كم و بيش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهاني‌هاي قديم ، زمستان به دو بخش "چله" و "چله‌كوچيكه" تقسيم مي‌شد كه موعد چله از اول ديماه تا ‪ ۱۰‬بهمن بود اما "چله كوچيكه" از دهم بهمن آغاز مي‌شد و تا سي بهمن ادامه داشت. البته آيين برگزاري شب چله در اصفهان به دو نام"چله زري" (ماده) و"عمو چله"(نر) تقسيم مي‌شود زيرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشياء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسيم مي‌كردند. اصفهاني‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا مي‌كردند و آيين‌هاي مخصوص به اين شب را به جا مي‌آوردند.آيين شب چله در شهر اصفهان خانوادگي برگزار مي‌شده است و خانواده‌هاي اصفهاني با پهن كردن سفره‌يي با عنوان " سفره شب چله " ، اين شب را گرامي مي‌داشتند.
هندوانه به‌عنوان نمادي كروي كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشيد محسوب مي‌شود،به‌عنوان مهمترين ميوه بر سر سفره چله قرار مي‌گيرد. از ديگر بخشهاي اين آيين در اصفهان قديم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هواي آزاد بويژه در مقابل خورشيد با هدف خوش آمدگويي به "عمو چله" و "چله زري" بوده است.
در استان كرمانشاه نيز كه از شهرهاي باستاني و كهن ايران زمين است ، شب يلدا از جايگاه ويژه‌اي در ميان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زيبا و با شكوهي همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آييني كهن در اين شب بيدار مي‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجيل خوردن با مادر جهان در زادن خورشيد همراهي و همدردي كنند. ميوه‌هايي نيز دراين شب خورده مي‌شود كه به گونه‌اي نمادي از خورشيد است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سيب سرخ و يا ليموي زرد ، قصه‌هايي از عشق جاودانه شيرين و فرهاد، رستم و سهراب، حكايت حسين كرد شبستري و خواندن اشعار زيبا و دلنشين شامي كرمانشاهي در گذشته نقل مجالس شب يلدا در كرمانشاه بود. آن روزها افراد فاميل بنا بر رسمي ديرينه به خانه بزرگترين فرد فاميل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند مي‌رفتند و باتكاندن برفهاي زمستان از لباس هايشان در گرماي آرامش بخش كرسي فرو مي‌رفتند. افراد فاميل بر سر يك سفره باهم شام مي‌خوردند و بر روي سفره مخصوص اين شب خوردنيهاي متنوعي چيده مي‌شد.
خوردني‌هايي از قبيل آجيل ، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شيريني محلي دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شيريني معروف " نان پنجره‌اي، كاك و نان برنجي "، و ميوه‌هايي چون انار، سيب و هندوانه كه نگين اين سفره بود. يكي از آداب زيبايي كه شب يلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهايش را چراغ راه مشكلات خود در زندگي قرار مي‌دهند.همچنين دختران دم بخت با اين كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبري مي‌گرفتند.
مردم استان زاهدان نيز براساس يك سنت ديرينه در شب يلدا در خانه بزرگ قوم خويش گردهم مي‌آيند و به قصه‌هايي كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برايشان نقل مي‌كنند گوش مي‌دهند.

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 15:26 |
خدا گفت :ليلي يك ماجراست ، ماجرايي آكنده از من .
ماجرايي كه بايد بسازيش .
شيطان گفت : تنها يك اتفاق است . بنشين تا بيفتد .
آنان كه حرف شيطان را باور كردند ، نشستند
و ليلي هيچ گاه اتفاق نيافتاد .
.....

مجنون اما بلند شد ، رفت تا ليلي را بسازد .
خدا گفت : ليلي درد است ، درد زادني نو ، تولدي به دست خويشتن .
شيطان گفت : آسودگي ست . خيالي ست خوش .
خدا گفت : ليلي ، رفتن است ، عبور است و رد شدن .
شيطان گفت : ماندن است . فرو ريختن در خود .
خدا گفت : ليلي جستجوست . ليلي نرسيدن است و بخشيدن
...

شيطان گفت : خواستن است . گرفتن و تملك .
خدا گفت : ليلي سخت است . دير است و دور از دست .
شيطان گفت : ساده است . همين جا و دم دست
و دنيا پر شد از ليلي هاي زود . ليلي هاي ساده اينجايي .
ليلي هاي نزديك لحظه اي .
خدا گفت : ليلي زندگي است . زيستني از نوعي ديگر .
و ادامه دارد
+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 10:20 |

آرتو اشي(Arthur Ashe) قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دينا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناکي انتخاب کرد؟‌» آرتور در پاسخش نوشت:
در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امرز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 10:16 |

ابن سينا و ابن مسكويه

     ابوعلی بن سينا ، هنوز به سن بيست سال نرسيده بود ، كه علوم زمان خود را فرا گرفت ، و در علوم الهی و طبيعی و رياضی و دينی زمان خود سر آمد عصر شد . روزی به مجلس درس ابوعلی بن مسكويه ، دانشمند معروف آن زمان‏ ، حاضر شد . با كمال غرور گردويی را به جلو ابن مسكويه افكند و گفت : " مساحت سطح اين را تعيين كن " .
     ابن مسكويه جزوه‏هايی از يك كتاب ، كه در علم اخلاق و تربيت نوشته بود ) كتاب طهارش الاعراق ) ، به جلو ابن سينا گذاشت و گفت : " تو نخست‏ اخلاق خود را اصلاح كن تا من مساحت سطح گردو را تعيين كنم ، تو به اصلاح‏ اخلاق خود محتاجتری از من به تعيين مساحت سطح اين گردو " .
    بوعلی از اين گفتار شرمسار شد ، و اين جمله راهنمای اخلاقی او در همه‏ عمر قرار گرفت (1)

پاورقی :
1ـ تاريخ علوم عقلی در اسلام صفحه . 211

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 10:8 |

بنام خدا

              برنامه امتحانات پایان نوبت اول مدرسه جمهوری اسلامی ایران- توکیوسال تحصیلی 86-85

                    ابتدایی

                            

ردیف

روز امتحان

تاریخ امتحان

کلاس

اول

کلاس

دوم

کلاس

سوم

کلاس چهارم

کلاس پنجم

1

جمعه

 

8/10/85

قرآن

قرآن

قرآن

قرآن

قرآن

2

سه شنبه

12/10/85

هنر

هنر

هدیه آسمانی

املا

املا

3

چهارشنبه

 

13/10/85

فارسی

فارسی

فارسی

هنر

هنر

4

پنج شنبه

 

14/10/85

----

----

هنر

---

---

5

جمعه

15/10/85

علوم

هدیه آسمانی

اجتماعی

تاریخ

مدنی

تاریخ

مدنی

6

 

سه شنبه

19/10/85

ریاضی

ریاضی

ریاضی

ریاضی

ریاضی

7

 

چهارشنبه

20/10/85

ورزش

ورزش

ورزش

ورزش

ورزش

8

 

پنج شنبه

21/10/85

----

-----

-----

جغرافی

جغرافی

9

 

جمعه

22/10/85

املا

املا

املا

انشا

انشا

10

 

دوشنبه

25/10/85

---

علوم

علوم

علوم

علوم

11

چهار شنبه

27/10/85

---

جمله نویسی

انشا

هدیه آسمانی

هدیه آسمانی

 

        

مدرسه جمهوری اسلامی ایران در توکیو

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 8:44 |

بنام خدا

برنامه امتحانات پایان نوبت اول مدرسه جمهوری اسلامی ایران- توکیو

دبیرستان

ردیف

روز امتحان

تاریخ امتحان

ساعت امتحان

اول دبیرستان

دوم  دبیرستان

سوم دبیرستان

1

جمعه

1/10/85

8صبح

-----

جغرافی

ادبیات فارسی

2

دوشنبه

4/10/85

10:30

دین وزندگی

دین وزندگی

شیمی

3

سه شنبه

5/10/85

----

-----

-----

-----

4

چهارشنبه

6/10/85

10:30

اجتماعی

شیمی

زبان فارسی

5

پنج شنبه

7/10/85

----

-----

-----

-----

6

جمعه

8/10/85

10:30

انگلیسی

عربی

دین وزندگی

7

دوشنبه

11/10/85

8صبح

فیزیک

ریاضی

حسابان

زیست

8

سه شنبه

12/10/85

----

-----

-----

-----

9

چهارشنبه

13/10/85

10:30

عربی

زبان فارسی

جبر

زمین شناسی

10

پنج شنبه

14/10/85

----

-----

-----

-----

11

جمعه

15/10/85

10:30

زبان فارسی

انگلیسی

هندسه

ریاضی

12

دوشنبه

18/10/85

8صبح

ادبیات فارسی

فیزیک

عربی

13

سه شنبه

19/10/85

----

-----

-----

-----

14

چهارشنبه

20/10/85

10:30

شیمی

هندسه

زبان انگلیسی

15

پنج شنبه

21/10/85

----

-----

-----

-----

16

جمعه

22/10/85

10:30

ریاضی

ادبیات

فیزیک

17

دوشنبه

25/10/85

8صبح

زیست شناسی

آمار

زیست

تاریخ

تذکرات:

1- امتحان درس آمار سال سوم تجربی وکامپیوتر سوم ریاضی توسط دبیران محترم در خارج از برنامه گرفته خواهد شد

2- به تاریخ وساعت امتحان دقت کنید. تاریخهای 1/10و11/10و 18/10و 25/  0 اامتحان 8 صبح می باشد

3- در ایام امتحانات کلاسهای رفع اشکال دائر است

4- درصورتی که دانش آموزی به امتحان نرسدامتحان تکرار نمی شود

5-  به همراه داشتن mp3  به عنوان تخلف محسوب می گردد.

 

مدرسه جمهوری اسلامی ایران

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 7:52 |

بنام خدا

برنامه امتحانات پایان نوبت اول مدرسه جمهوری اسلامی ایران- توکیو

راهنمایی

ردیف

روز امتحان

تاریخ امتحان

ساعت امتحان

اول راهنمایی

دوم  راهنمایی

سوم راهنمایی

1

دوشنبه

 

4/10/85

8:30صبح

علوم

علوم

علوم

2

سه شنبه

 

5/10/85

8:30صبح

-------

جغرافیا

حرفه وفن

3

چهارشنبه

 

6/10/85

8:30صبح

عربی

حرفه وفن

اجتماعی

4

پنج شنبه

 

7/10/85

8:30صبح

املا وانشا

املا وانشا

--------

5

جمعه

 

8/10/85

8:30صبح

تاریخ

تاریخ

جغرافیا

6

دوشنبه

 

11/10/85

8:30صبح

ریاضی

ریاضی

انگلیسی

7

چهارشنبه

 

13/10/85

8:30صبح

جغرافیا

--------

عربی

8

پنج شنبه

 

14/10/85

8:30صبح

اجتماعی

عربی

املا وانشا

9

جمعه

 

15/10/85

8:30صبح

دینی وقرآن

دینی وقرآن

دینی وقرآن

10

سه شنبه

 

19/10/85

8:30صبح

انگلیسی

انگلیسی

ریاضی

11

چهارشنبه

 

20/10/85

8:30صبح

حرفه وفن

اجتماعی

تاریخ

تذکرات:

1- به تاریخ وساعت امتحان دقت کنید

2- در ایام امتحانات کلاسهای رفع اشکال دائر است

3- درصورتی که دانش آموزی به امتحان نرسدامتحان تکرار نمی شود

4-  به همراه داشتن mp3  به عنوان تخلف محسوب می گردد.

مدرسه جمهوری اسلامی ایران

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 7:44 |

http://www.iranclip.com/player/1173

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 18:24 |

طالع بيني دانشجويي

 
به تمامي دانش اموزان عزيز اكيداً توصيه مي نماييم، قبل از هرگونه برنامه ريزي و شركت در هرگونه كلاس اعم از تضميني، طالع بيني كنكوري ما را ـ كه براساس آخرين تكنولوژي طالع بيني مدرن ميب
اشد ـ را مطالعه نماييد. به جان شما ضرر نمي كنيد.


متولدين فروردين ماه: دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال بدنيا آمده ايد و كنكور  در ماه چهارم سال (تیر) برگزار ميشود، روز امتحان دير از خواب بيدار ميشويد، بعد در ترافيك گير ميكنيد واحتمالاً از كوچه كه رد ميشويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزهي امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان ميشويد بنابراين توصيه ميشود بي خود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد. آفرين بچه خوب!


متولدين ارديبهشت ماه: اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك ميگوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا نيره است يا حكميه و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا آريوبرزن (البته ... اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد، به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شدهاي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قه قه هاي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.


متولدين خردادماه: همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني ميباشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور  برايشان خواستگاري پيدا ميشود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان ميدهند).


متولدين تيرماه: يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور  ندارد چون هنوز دو سه ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان ميباشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال  شويد. هروقت گاو پدربزرگتان تخم دوزرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول ميشويد.


متولدين مردادماه: داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نميباشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با دفتر نشريه يه چيزي بهتر، بخش طالع بيني و فالگيري، تماس بگيريد.


متولدين شهريور: اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت:«كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد ميخورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.

 
متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل ميشود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل ميشوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.  

 
متولدين آبان ماه: تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه ميشود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.


متولدين آذرماه:ای جونممم..... عجب اختربختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق ميشوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بيشباهت به قلب (نيزهاش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون اذریها خیلی با هوشن خیلی اقا مسه خودم...... واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگآباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO
هفت و هشت هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)


متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور ميمانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول ميشويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ما همين جوري شما را دكتر قبول داريم!!


متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين ميكنيم.

 
متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار ميشود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضت پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكدهي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي ميشوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نميبينند به چشم پزشك مراجعه كننند.

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 9:6 |

علت قبول نشدن در كنكور

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.
در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
براي استراحت است
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
براي يك فرد نرمال مشكل است.
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
افكار به صورت تلفني لازم است.
چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
اين خود 15 روز است.
پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
كم 30 روز در سال هستند.
پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد


 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 8:34 |
اين هم يك سازه ي جديد
+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 18:53 |

http://integrals.wolfram.com/index.jsp

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 9:35 |

هفته پژوهش سال جاري به علت تداخل با برگزاري انتخابات يكماه با

تاخير برگزار ميشود .

وزارت علوم در اين خصوص با انتشار اطلاعيه اي اعلام نمود : از آنجا كه

امسال فضاي كشور و اذهان عمومي به سمت مساله انتخابات گرايش

دارد ، شروع هفته پژوهش از 23 آذرماه به 25 دي ماه تغيير پيدامي كند.

دانش آموزان علاقمند تا ۲۰ دی ماه فرصت دارند آثار پژوهشی خود را به

دفتر مدرسه تحویل دهند

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 22:43 |

انسانهای اولیه آدمخوار بوده اند!

بر پایه تحقیقات انجام شده بر روی بقایای انسانهای اولیه در شمال غربی اسپانیا، انسانهای نئاندرتال در دوره هایی از گرسنگی بسیار رنج می برده اند و این امر ممکن است رژیم غذایی آنها را به سوی آدمخواری سوق داده باشد.
به گزارش سایت علوم زنده (live science)، زیست شناسان دیرینه شناس (پالئوبیولوژیست ها) در بررسی نمونه هایی باقیمانده از هشت اسکلت چهل و سه هزار ساله بدست آمده از عملیات حفاری در یک غار زیرزمینی در سال 2000 ال سیدرون اسپانیا به یافته هایی دسترسی پیدا کردند که نشان می داد انسانهای نئاندرتال پیش از ورود انسانهای جدید در اروپا چگونه زندگی می کرده اند.
بر اساس این یافته ها، پژوهشگران علایمی از قطع شدگی ها را یافته اند که نشان می دهد استخوانها به گونه ای از هم جدا شده اند که نمایانگر آدمخواری بوده است.
آنتونیو روساس مدیر یک موزه ملی در مادرید در این مورد اظهار داشته است:
«شواهد قدرتمندی وجود دارد که نشان می دهد این انسانهای اولیه خورده شده اند ، بدین شکل که استخوانهای بلند و جمجه ها برای بیرون کشیدن و خوردن مغز استخوان که مغزی است، خرد شده اند.»
تیم کاری آقای روساس در همین حال توضیح داده است که انسانهای نئاندرتال جنوبی به دلایل اقلیمی صورتهای پهن تر و فراخ تری از نئاندرتال های شمالی داشته اند.

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 17:33 |

حكايت

زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن كرد که عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند

                    ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
                                            کین ره که تو میروی به ترکستان است

گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید، گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید

                 تا چه خواهی خریدن ای معذور
                                          روز درماندگی به سیم دغل

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 و ساعت 0:15 |

خدایا

اگر می خواهی بخشی از این دنیا به من ببخشی

 

آن را به کسانی عطا کن که وجود تورا انکار می کنند

 

اگر می خواهی بخشی از آن دنیا را به من ببخشی

 

آن را به کسانی عطا کن که نام تورا تجلیل می کنند

 

برای من خود تو کافی هستی جز تو به هیچ چیز دیگری نیاز ندارم

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 0:38 |

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا و علی آبائک الطاهرین

با نام رضا به سینه ها گل بزنید   

                            با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید

                           بر دامن ما دست توسل بزنید

مستی کنم با یاد تو

                           در صحن گوهر شاد تو

خورده گره زلف دلم

                         بر پنجره ی فولاد تو

ولادت با سعادت عالم آل محمد به پیشگاه قائم آل محمد تهنیت باد

 

 

 

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 15:30 |

بنام او

در تاریخ ۸آذرماه ۸۵ انتخابات شورای دانش آموزی در مدرسه جمهوری اسلامی ایران توکیو انجام شد که از بین ۹ نفر کاندیدا به ترتیب دانش آموزان زیر بابیشترین آرا انتخاب گردیدند. لازم به ذکر است که در این رای گیری  ۳۳ نفرشرکت نمودند

۱- علیرضا رضایی   ۲۵ رای

۲- مصطفی رجبی ۲۴ رای

۳- شیرین  محمدی ۱۹ رای

۴- زینب دریکوند      ۱۸ رای

۵- منا رجبی       ۱۷ رای

۶- سارایوسفلی    ۱۷رای

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 7:43 |

باسمه تعالي

  

برنامه امتحاني نيم سال اول دوره پيش دانشگاهي سال تحصيلي 86-85

روز

تاريخ

علوم رياضي

علوم تجربي

علوم انساني

شنبه

2/10/85

زبان فارسي1

زبان فارسي1

زبان فارسي1

دوشنبه

4/10/85

زبان انگليسي1

زبان انگليسي1

زبان انگليسي1

چهار شنبه

6/10/85

معارف اسلامي1

معارف اسلامي1

معارف اسلامي1

شنبه

9/10/85

فيزيك1

فيزيك1

تاريخ و جغرافيا

دوشنبه

11/10/85

حساب ديفرانسيل و انتگرال1

زيست1

ادبيات فارسي1

چهارشنبه

13/10/85

هندسه تحليلي و جبر خطي و رياضيات گسسته

رياضي عمومي1

عربي1

شنبه

16/10/85

شيمي1

شيمي1

رياضي پايه1

يكشنبه

17/10/85

-

علوم زمين1

علوم اجتماعي

* يادآوري مهم:

1- ساعت شروع امتحان در كشورهايي كه ساعت رسمي آنها 2 ساعت جلوتر از وقت گرينويچ است ساعت 10 صبح به وقت تهران و بقيه كشورها ساعت 4 بعد از ظهر به وقت تهران خواهد بود

2- امتحان زبان‌هاي آلماني- فرانسه 4/10/85 برگزار مي‌شود

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 23:36 |
دانش آموزان ايراني و ژاپني در توكيو با يكديگر ديدار كردند
توكيو، ايرنا ‪۸۵/۰۹/۰۹‬


دانش آموزان ايراني مدرسه ايرانيان در توكيو و دانش آموزان ژاپني مدرسه "آموري هيگاشي" در شرق توكيو با يكديگر ديدار كردند.


در اين مراسم دانش‌آموزان ژاپني در سالن ورزشي سرپوشيده اين مدرسه با اجراي سرود و اهداي هدايايي به گرمي از دانش آموزان ايراني استقبال كردند.

دانش آموزان ايراني نيز در اين مراسم پس از اجراي سرود جمهوري اسلامي و سرود دستجمعي كه با همراهي دانش آموزان ژاپني همراه شده بود، هدايايي را به مدرسه ژاپني آموري‌هيگاشي به رسم يادبود اهدا كردند و سپس با حضور در كلاس‌هاي درس آنان با نحوه آموزش در اين مدرسه آشنا شدند.

درپايان‌اين مراسم نيز دانش آموزان ژاپني با سرود زيباي دستجمعي و گرفتن عكس يادگاري، دانش‌آموزان ايراني و معلمان آنها را بدرقه كردند.

"شيگاكاگن تاكادا" مدير مدرسه آموري هيگاشي توكيو روز پنجشنبه در حاشيه اين مراسم، در ديدار با رييس و معلمان مدرسه ايرانيان در توكيو، هدف از برگزاري اين ديدارها را كه هر ساله از سوي اين مدارس ژاپني برگزار مي‌شود، آشنايي دانش آموزان با يكديگر و تبادل فرهنگي ميان كشورها عنوان كرد.

تاكادا، تبادل اطلاعات دانش‌آموزان با يكديگر درباره آداب و رسوم و فرهنگ كشورهاي مختلف و همچنين آشنايي دانش‌آموزان و مربيان مدارس دوكشور درخصوص چگونگي فعاليت‌هاي آموزشي يكديگر را از ديگر اهداف برگزاري اين نوع مراسم عنوان كرد.

وي همچنين با توضيحاتي درخصوص سيستم آموزشي در مدارس ژاپني، گفت: هدف از برنامه‌هاي آموزشي در اين كشور بر مبناي سه اصل فكر، جسم و روح سالم است و براي دانش‌آموزان در كنار مسايل درسي، آموزش‌هايي چون دروس اخلاق، روش زندگي و كلاس‌هاي موسيقي برقرار است.

در ژاپن به آموزش و پرورش اهميت زيادي داده مي‌شود به طوري كه تحصيلات از اول دبستان تا پايان دوره راهنمايي اجباري، اما رايگان است و به عنوان يك وظيفه اجتماعي همه بايد اين دوره‌ها را بياموزند.

براساس قوانين ژاپن، دانش آموزان تا پايان دوره راهنمايي بايد به مدارس موجود در حومه محل زندگي خود بروند كه اين موضوع از سوي دولت‌هاي محلي بر اساس آدرس خانه هر دانش‌آموز طبقه‌بندي مي‌شود.

دوره دبستان در ژاپن شش سال‌است و در آن مردودي وجود ندارد و دانش‌آموزان بدون استثنا هر ساله به كلاس بالاتر مي‌روند.

دبستان‌ها در ژاپن طي سال تحصيلي سه دوره تعطيلات بلند مدت دارند كه شامل تعطيلات ‪ ۴۰‬روزه تابستاني، ‪ ۱۴‬روزه زمستاني و دو هفته‌اي بهار است.

مسوولان مدارس در ژاپن سالي چند بار از والدين دانش آموزان براي مشاهده مستقيم كلاس درس و آشنايي با فضاي كلاس و چگونگي تدريس آموزگاران، دعوت مي‌كنند.


+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 22:58 |

سلام دوستان خوب

اینم یه شعر خیلی قشنگ از ایرج میرزا

تقدیم به روی گل همه تون

 

عاشقي محنت بسيار کشيد   

تا لب دجله به معشوقه رسيد

 نشده از گل رويش سيراب   

 که فلک دسته گلي داد به آب


    نازنين چشم به شط دوخته بود   

 فارغ از عاشق دلسوخته بود


       ديد در روي شط آيد به شتاب   

نوگلي چون گل رويش شاداب


     گفت به به چه گل زيباييست   

 لايق دست چو منِ رعناييست


       حيف از اين گل که برد آب او را   

 کند از منظره ناياب او را


زين سخن عاشق معشوقه پرست

جست در آب چو ماهي از شست


           خواست کازاد کند از بندش   

 نام گل برد و در آب افکندش


          گفت رو تا که زهجرم برهي   

نام بي مهري بر من ننهي


     مورد نيکي خاصت کردم 

  از غم خويش خلاصت کردم


    باري آن عاشق بي چاره چو بط   

دل به دريا زد و افتاد به شط


       ديد آبي ست فراوان و درست   

 به نشاط آمد و دست از جان شست


       دست و پايي زد و گل را بربود   

سوي دلدارش پرتاب نمود


        گفت کاي افت جان سنبل تو   

 ما که رفتيم، بگير اين گل تو!


      جز براي دل من بوش مکن   

 عاشق خويش فراموش مکن


      بکنش زيب سر اي دلبر من   

يادِ آبي که گذشت از سر من

"تقی زاده"

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 22:10 |

 

اي انسان هر كه باشي و از هر كجا كه بيائي زيرا مي دانم
خواهي آمد من كوروش ام كه براي پارسيها اين دولت وسيع
را بنا كرده ام پس به اين مشت خاك كه تن مرا
پوشانده رشك مبر

...از يك كتيبه در آرامگاه كوروش

 

سلام به همه ی دوستان خوبم . مطابق قولی که دادم وصیت نامه کوروش بزرگ رو اینجا براتون می گذارم و امیدوارم خوشتون بیاد.قبل از ان نظرات بزرگان را راجع به کوروش می نویسم براتون .

بزرگداشت کورش برای آن نيست که او شاهنشاه يا کشورگشا و يا بنيانگذار نخستين امپراطوری تاريخ بود.  کورش را از آن به دير مغان و کليسا و کنشت عزيز ميدارند که آتش آزادگی و آزادی خواهی برای همگان را همواره در دل و جان خود زنده نگاه ميداشت( دکتر بديع بديع الزمانی)

 

هرودوت، تاريخ نويس يوناني، از فراتر از دوهزاروپانصد سال پيش گزارش ميدهد که کورش شاهنشاهی دادگستر بود که با مردم سرزمينهای زير

 

 فرمان خود با احترام  رفتار ميکرد، که فرهنگ و آداب و رسوم آنان را ارج

 

 می نهاد، که باورها، آئين ها و دينهای گوناگون آنها را محترم ميداشت و

 

 هيچگاه نميکوشيد زبان، دين وآئين و فرهنگ خود را بر آنان تحميل کند.

 

  به مردم و خواسته های آنان گوش فرا ميداد و چنانچه پيشنهاد سازنده

 

 ای ارائه ميدادند، آنان را می ستود.  هرودوت می افزايد: "مردم سراسر

 

شاهنشاهی ايران کورش را " پدر" می ناميدند.

 

ویل دورانت تاريخ نويس و فيلسوف نامدار آمريكائي درباره ي كوروش

 

مينويسد كوروش از افرادي بود كه براي فرمانرئايي آفريده شده بود


كوروش خوش چهره و نيكو اندام بود و سلسله ي هخامنشي كه يكي از

 

 سلسله هاي بزرگ پادشاهي ايران است بوجود آورد


كوروش چنان سازمان و نظمي به سپاهيان مادي و پارسي داد كه ارتش

 

 او به صورت سپاه شكست ناپذير درآمد


او بر سارد و بابل مسلط شد و فرمانروايي اقوام سامي را بر مغرب آسيا

 

 چنان پايان داد كه تا 1000 سال پس از آن ديگر نتوانستند دولت يا حكومتي بوجود بياورند.كوروش كليه ي  كشورهايي را كه زي لواي بابل و ليدي و آسياي صغيربود ضميمه ي ايران كردو از مجموع آنها يك امپراتوري ايجاد كرد .كه بزرگترين سازمان سياسي پيش از ايجاد روم قديم و يكي از بهترين  دوره هاي تاريخي جهان به شمار ميرود

 

کورش در نخستين روز پيروزی بر پادشاه ستمگر بابل، اعلام صلح نمود،

 

 مردم اقوام و تيره های گوناگون از جمله پيروان آئين يهود را آزاد ساخت،

 

 دارائی های آنانرا بديشان بازگرداند، اجازه داد هر دسته نيايشگاه خود را

 

 داشته باشد، و يوغ شرم آور بردگی را از گردن شمار زيادی از مردم

 

 دربند برداشت. 

 

  متن منشور كورش كبير كه به عقيده آگاهان اولين منشور حقوق بشر در

 جهان به شمار می آيد از نظرتان می گذرد:

 

در بين النهرين هنگام حفاريهاي تاريخي از ويرانه ي "اور"كتيبه اي پيدا شد كه پس از بررسي و ترجمه ي آن معلوم شد كه به فرض قاطع
يكي از گرانبها ترين اسناد تاريخي جهان ميباشد . متاسفانه اين سند هم اينك در كتابخانه ي ملي انگلستان نگهداری
میشود .

 

(( منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه ی جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه كورش، شاه بزرگ ... نبيره چيش پيش ، شاه بزرگ . . . آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوك خدای بزرگ دلهای پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.

برده داری را بر انداختم ، به بدبختی های آنان پايان بخشيدم. وضع داخلی بابل و جايگاههای مقدسش قلب مرا تكان داد... من نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. فرمان دادم كه همه مردم در

 پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را مردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانياش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستوديم. . .

من همه شهرهايی را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايی را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.همه مردمانی را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههای خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد كردم.

همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به

 نيايشگاههای خودشان بازگراندم، باشد كه دلها شاد گردد.

بشود كه خدايانی كه آنان را به جايگاههای مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند...

من برای همه مردم زندگی های آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم. ))

 

کارهای وی  تا بدانجا ارج داشت که نامش در قران وتورات به نيکي برده شده در قرآن در سوره الکهف درآيه 83 به بعد از او با نام ذوالقرنين ياد شده،

 

ذوالقَرنَین واژه‌ای است عربی به معنی دارنده دو شاخ، دو سده یا صاحب دویست سال. ذوالقرنین یکی از شخصیت‌های قرآن مجيد کتاب مقدس اسلام است. که علامه طباطبايي در تفسير ي کامل و قيق ذوالقرنين را  کوروش دانسته ودليل  ان   تاجي است  به شکل دو شاخ که کوروش بر سر مي نهاده کوروش  دو شاخ گاو را مظهر قدرت می‌‌دانسته که زمین بر  روی آن استوار است وآنرا نماد و نشانه هخامنشیان ساخته و مجسمه‌های فراوانی از سر گاو و دوشاخ در بیشتر مناطق ایران و عراق از آن دوره به جا مانده  است.

 

 

در آیات 83 تا 98 سوره کهف اینطور می خوانیم:

و (محمد) تو را از ذوالقرنین می پرسند، بگو: اینک از وی خبری و سخنی بر شما می خوانم. ما او را در زمین  قدرت و حکومت دادیم و اسباب (رسیدن به) هر چیزی را  در اختیارش نهادیم. او نیز از این اسباب بهره برد. تا به غروبگاه آفتاب رسید. در آنجا احساس کرد که خورشید در  چشمه تیره و گل آلودی فرو می رود و در آنجا قومی را  یافت. گفتیم ای ذوالقرنین آنها را ازات می کنی و یا روش نیکی در مورد آنها اتخاد می کنی؟ گفت: آنکس را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد، سپس به  سوی پروردگارش باز می گردد و خدا او را مجازاتی شدیدتر خواهد کرد. و کسی که ایمان آورد و عمل صالح  انجام داد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت و ما نیز بر او آسان می گیریم. سپس بار دیگر از اسبابی که در  اختیارش گذاشتیم بهره گرفت تا به خاستگاه خورشید  رسید. در آنجا دید که خورشید بر مردمی طلوع می کند

 

 که در برابر تابش آفتاب پوششی برای آنها قرار نداده بودیم. آری اینچنین بود و ما از امکاناتی که نزد ذوالقرنین  بود آگاهی داشتیم. باز اسبایی که در اختیار داشت را استفاده کرد و همچنان به راه خود ادامه داد تا به میان

 

 دو کوه رسید و در کنار آن دو کوه مردمی را یافت که هیچ سخنی را نمی فهمیدند. او را گفتند: ای ذوالقرنین! یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می کنند، آیا ممکن است ما پاداشی برای تو قرار دهیم و تو میان ما و

 

 آنها سدی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین گفت: آنچه که پروردگارم در اختیار من گذارده از پیشنهاد شما بهتر  است. مرا با نیرو بدنی خود یاری دهید تا میان شما و  آنها سد محکمی بسازم.  قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید و آنها را روی هم بچینید تا زمانی که میان دو کوه  پوشانده شود. آتش ییافروزید و در آن بدمید. آنها دمیدند  تا قطعات آهن سرخ و گداخته شد، سپس گفت: اکنون  مس مذاب بیاورید تا به روی آن بریزیم. سرانجام سد قدرتمندی ساخت که قوم یاجوج و ماجوج قادر نبودند از  آن بالا روند یا در آن رخنه کنند. سپس گفت: این سد  رحمتی از سوی پروردگار من است. اما هنگامی که

 

 وعده پروردگارم فرا رسد آن را در هم می کوبد و بدایند که وعده پروردگارم حق است. و در آن روز که جهان پایان می گیرد ما آنان را چنان رها می کنیم که در هم  موج می زنند و در صور دمیده می شود و ما همه را

 

 جمع می کنیم....

 

"تقی زاده"

+ نوشته شده توسط مدرسه ایران در تو کیو در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 1:41 |


Powered By
BLOGFA.COM